مقام معظم رهبری : تهدید نرم‌افزاری یعنی دستکاری کردن افکار عمومی مردم؛ یعنی ایجاد اختلاف؛ یعنی ایجاد تردید در محکمات انقلاب اسلامی؛ یعنی ایجاد تردید در پایداری در مقابل دشمن. این کار را دارند می‌کنند. به فضل الهی تا امروز موفق نشدند؛ تا امروز وسوسه دشمن نتوانسته دل مردم ما را تکان بدهد و جوانان ما را از عزم و از حرکت باز بدارد.



كساء حیا

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عواملی که میتواند در رشد ادب انسان بسیارموثر باشد "حیا " است .

 ما انسان ها دو جور اوصاف داریم: صفات…

بسم الله الرحمن الرحیم

یکی از عواملی که میتواند در رشد ادب انسان بسیارموثر باشد "حیا " است .

 ما انسان ها دو جور اوصاف داریم: صفات بیرونی که معمولا با آن ها شناخته می شویم مثل قد و وزن و رنگ و ... یک سری هم صفات درونی داریم که پیدا نیستند اما آثار بیرونی بسیاری دارند . مثلا حسادت یکی از صفات درونی ماست . در روایت داریم که اکثر انسان ها این خصلت را دارند . ولو اینکه بروز پیدا نکند ولی انسان خود می داند که در دلش چه خبر است .
 یکی دیگر ازاین صفات درونی "حیا" است . این صفت درونی برگرفته از عزت و شرافت انسان هاست و متناسب با این دو است . کار این صفت این است که در برابر اموری که مغایر با عزت و شرافت انسان هاست و باعث زشتی ، پستی ، حقارت ، نقص و ضعف انسان می شوند عکس العمل نشان می دهد . واکنشش این است که حالت انقباض ، جمع شدگی و گرفتگی یا عقب رفت به انسان می دهد . این صفت در نهاد همه ی انسان هاست .
دانلود کلیپ صوتی:یک خصلت درونی

 

ادب و حیا
بین ادب و حیا پیوند وثیقی برقرار است . انسان اگرمی خواهد با ادب باشد چاره ای نیست جز اینکه حیا را در زندگی پیاده کند ؛ یعنی ظرافت های حریم ورزی را در زندگی مراعات کند .

حیا از جنس ترس نیست . گرچه در مواجهه با با چیزی که انسان از آن می ترسد .و در هراس از قدرت یا خطری که متوجه انسان است هم حیا عمل می کند . اما همه جا اینطور نیست که اگر انسان در موقعیتی نباشد که بترسد ، حیا هم کنار برود .حیا با ترس تشدید می شود ولی از جنس ترس نیست .

حیا برگرفته از واقعیت های درونی ماست و احساسی است که انسان از بزرگی و شخصیت خود دارد . حیا دقیقا مانند یک فیلتر عمل می کند و اجازه نمی دهد هرآنچه که با بزرگی ، حرمت و عزت شما در تغایر باشد ، وارد وجود شما بشود .

دانلود کلیپ صوتی: ترس و حیا

 

خواستگاه حيا
"حیا" از جنس خجالت نیست . گاهی اوقات هیچ کسی حاضر نیست و انسان حیا می کند . حیا قبل از گناه عمل می کند نه بعد از آن‌ ؛ که انسان با گناه حالت شرمندگی و پشیمانی پیدا می کند .
حتی گاهی انسان غافل است ولی حیا خود به خود عمل می کند یعنی عنصر نظارت در حیا نقش اساسی ندارد و لازم نیست ناظر بیرونی حاضر باشد تا حیا عمل کند .
حیا یک حس اجتماعی صرف و یک ژست نیز نیست . ویل دورانت آن را به صورت یک ژست ساختگی و پفکی تعریف می کند در حالی که حیا کاملا متناسب با شخصیت انسان است . حیا ذاتی و فطری و برخاسته از عزت و شرافت ذاتی انسان است ولی تردیدی نیست که تکامل آن امری اکتسابی است و نیاز به زحمت و توجه دارد .

چهره ی انسان به ویژه چشم او خواستگاه حیا است . چشم و به طور کلی چهره ی انسان محل نمایش بسیاری از ویژگی های باطنی از جمله حیاست .

 

حیا نسبت بسیار مستقیمی با درک درست از عزت و شرافت انسانی دارد .
اگر ما جایگاه خودمان را در عالم ندانیم راحت عوامل بی حیایی را در خودمان ایجاد میکنیم .

وقتی شخصیت انسان افت پیدا می کند ، آنگاه آماده می شود که متناسب با آن شخصیت افت پیدا کرده یک سری از ورودی ها را به سمت خود دعوت کند .

هر چه شخصیت انسان بالاتر و هر چه انسان راجع به خودش تصوری درست تر ، کریمانه تر و بزرگ تر داشته باشد ، حیا هم به تناسب همان تصور عمل می کند .

از اینجا معلوم می شود که شناخت انسان از خودش در عملکرد درست حیا حرف اول را می زند .
انسان با حیا به تحمل صفات پسندیده خصوصا در جمع واداشته می شود ؛ تخلف از خوبی ها برای او سخت است و زشتی را نمی تواند بپذیرد چون مایه ی خواری و ذلت او می شود .
دانلود کلیپ صوتی: اثر خودشناسی انسان

 

تفاوت کم رویی و حیا
در مرحله ی اول اینطور به ذهن می رسد که ما یک حیاء ممدوح داریم و یک حیاء مذموم . ولی اشکالی به این نقل وارد است که مگر ما نگفتیم حیا متناسب با عزت و شرافت انسان عمل می کند؟ پس باید همیشه خوب باشد .بله درست است .

حیا ، اگر حیا باشد همیشه خوب است . چون عملکرد این حیا مقابله با زشتی هایی ست که توسط شما یا خالقتان برای شما تعریف شده اند .پس دیگر ذم و سرزنشی ندارد .

اما گاهی اوقات انسان یک ضعف و حقارتی در خود می یابد و با توجه به این ضعف در برابر اتفاقات بیرونی واکنش نشان می دهد و خجالت می کشد . چون انسان این نقص را در خود وجود می یابد در جمع احساس می کند که کمتر از دیگران است و احساس ضعف و حقارت ( به معنای مذمومش ) می کند .
در روایت داریم خوب است انسان احساس ذلت کند منتها نه پیش مخلوق ، بلکه در برابر خالق . چه بسا که احساس ذلت در برابر خالق کم کم باعث ایجاد حیاء در وجود انسان به معنای ممدوح آن می شود .

دانلود کلیپ صوتی: تفاوت کم رویی با حیا

ارزش حیا در روایات
حیا رشته ی پیوست ایمان است . حیا نظام ایمان و باعث حفظ ایمان است . هرکدام از بین برود آن یکی هم از بین می رود .

امیرالمومنین فرمودند انسان با ایمان حتما حیا می کند که ازاو کاری سربزند که برخلاف عهد و پیمان دینی اش باشد . ما همگی یک پیمان بسته ایم و بنده ی خدا هستیم و این را نمی توانیم از خودمان جدا کنیم . کسی که بنده است یک احساس وظیفه ای نسبت به مولایش دارد . اگر کسی کاری کرد که نسبت به آن وظیفه اش ناشایست بود حضرت فرمود حتما شرم می کند .
در روایت ازایشان داریم که هرکسی که حیا و شرمش باعث رفتار عادلانه اش با تو نباشد از ایمان هم خبری نیست . یعنی دین او هم سست است . می فرماید مومن نیست مگر کسی که در مواجهه با خود ، خدا و محیط اجتماعی عدالت و انصاف و زیبایی های اخلاقی را رعایت کند .
 ما زیاد می شنویم که می گویند ایمان یعنی دل پاک اما مجموعه ی روایات اینطور می رساند که ایمان یک باور درونی است که باید بروز داشته باشد . بنابراین اگر کسی حیا را به کار نبست معلوم می شود ایمان ندارد .

دانلود کلیپ صوتی: رابطه حیا و ایمان

بی حیا کیست ؟ 

رسول اکرم (ص) فرموده‌اند خداوند بهشت را بر سه گروه حرام کرده است . یکی از این سه گروه انسان کم حیاست . یعنی کسی که توجه نمی‌کند چه می‌گوید و در موردش چه گفته می‌شود .

سپس می‌فرمایند اگر وضع چنین انسانی را بررسی کنید متوجه می‌شوید که از اساس مشکل دارد و شیطان در نطفه اش شریک بوده است . "وشارکهم فی الاموال و الاولاد" .

چطور ممکن است شیطان در نطفه ی بشر شریک باشد ؟ زمانی که پدر ومادر اهل رعایت مسایل نیستند به چنین وضعی دچار می‌شود .مثلا هنوز نمی‌تواند درست غسل کند و می‌تواند بپرسد و نمی‌پرسد .

سپس از حضرت می‌پرسند چگونه بچه‌های خوب را از بچه‌های مشکل دار تشخیص دهیم ؟ حضرت فرمودند دو مشخصه دارند . "بقله الحیا و قله الرحمه " اینها کم حیایی در وجودشان است و اهل عاطفه و مهرورزی هم نیستند . دل رحم نیستند .
 

آثار بی حیایی

طبق فرمایش رسول اکرم (ص) برای بدبخت و شقی شدن انسان مراحلی طی می‌شود که طی آن اولین چیزی که از انسان کنده می‌شود حیاست . و بی حیایی آزاد کننده‌ی هر بدی است .

 از آثار سوء بی‌حیایی این است حرمت انسان را از بین می‌برد . یکی از مواردی که غیبت کردن جایز است نسبت به فسّاق است .

فاسقان کسانی هستند که در ملا‌عام کار زشت و گناه انجام می‌دهند . غیبت چنین شخصی اشکال ندارد چون برای خودش حرمت قائل نشده است ؛اگر منافات با شخصیت خودش می‌دید حداقل باید این کار را پنهانی انجام می‌داد .

سبب هر بی خیری هم بی‌حیایی است . امام صادق (ع) فرمودند سه چیز هست اگر در کسی نبود هیچ‌گاه امید خیر از او نداشته باشید . یکی از آنها کسی ست که از نقص و عیب شرم نداشته باشد .

اگر حیا زنده و فعال نباشد، آثار خیر تدریجا در انسان کم می‌شود .

 

عفت اولین ثمره ی حیا
اگر حیا را به درختی تشبیه کنیم ثمرات خوبی را می‌توانیم از آن بچینیم ؛ از جمله‌ی این ثمرات عفت است .
تفاوت حیا و عفت چیست ؟ حیا یک حالت باز دارنده است اما عفت در بستر تمایلات نفسانی خود را نشان می‌دهد .

حضرت امام جواد (ع) می‌فرمایند : اساس عفت را باید در شهوت ببینید . هرکس در شهوت گیر کرد و خودش را نجات داد یا خودش را کنترل کرد عفیف است . مخصوصا شهوت جنسی؛یعنی بیشتر در این مورد کاربرد دارد .

در واقع عفت همان حالت تقوا را در زمانی که انسان با تمایلات نفسانی‌اش مواجه می شود دارد و به ما خود کنترلی را ارزانی می‌کند .

امام باقر (ع) می‌فرماید خداوند به چیزی برتر از عفت شکم و شهوت عبادت نشده است . اگر کسی عفت داشته باشد اصلا زشتی ها به سراغش نمی‌آید .

 

حیا و حرمان
حیا از جمله فضائلی است که جنس آن با یکسری از محرومیت ها و محدودیت ها همراه است . ماهیت فضائل معمولا به این شکل است که با محدودیت همراه است . نمی شود انسان خواستار فضائل باشد و خودش را از همه چیز هم آزاد کند .
فضایل در دو بستر تشکیل میشوند ؛ یکی حیات طبیعی و دیگری هم جایگاه انسان است .انسان بخواهد یا نخواهد زندگی در بستر حیات با ویژگی‌هایی که دنیا دارد ، با محرومیت همراه است چرا که دنیا دار تعارض و تزاحم است .

هرکسی در این دنیا بخواهد از روی تعقل زندگی کند ، این را می‌فهمد که نمی‌تواند هرطوری که دلش می‌خواهد زندگی کند . دین این محدودیت ها را مدیریت می‌کند . جنس دین محدود کننده نیست بلکه جنس دنیا محدود کننده است .

در بستر جایگاه هم اگر انسان بخواهد شخصیت ،عزت و بزرگی پیدا کند ناچار است با محدودیت ها زندگی کند . امیرالمومنین در حکمت 21 نهج البلاغه می‌فرماید: این را بدان که شکوه وجلال انسان با نا‌امیدی و شکست همراه است . یعنی اگر می‌خواهی پیروز شوی باید شکست را تجربه کنی .

همچنین حضرت می‌فرماید "الحیا و الحرمان" یعنی شرم و حیا با حرمان توام است . نمی‌شود کسی حیا را بخواهد ولی یکسری محرومیت ها را نپذیرد .

 

مواردی که نباید حیا کرد .

در روایات داریم مواردی را که حضرات معصومین (ع) فرموده‌اند نباید حیا کرد . این روایات دو دسته هستند . برخی ازاین روایات نمی‌خواهند بگویند حیا نکن بلکه می‌گویند اینجا اصلا جای حیا نیست . و در این موقعیت ها حیا موضوعیت ندارد بلکه این خجالت است .

مثلا در نهج‌البلاغه داریم که حضرت می‌فرمایند از بخشیدن کم شرم نکن چون محروم کردن و نومیدکردن بدتر است .
در روایت دیگری داریم که حضرت سجاد (ع) در وصف مومن می‌فرمایند که مومن جای خاموشی و صحبت کردن را می‌داند و سر و امانت خود را با دوستان هم مطرح نمی‌کند . چیزی از کار خوب را از روی خودنمایی انجام نمی‌دهد . و به خاطر شرم و حیا هم آن را رها نمی‌کند . مثلا نمی‌گوید اگر بیایم و در مسجد مقابل دیگران نماز بخوانم خودنمایی می‌شود .

مومن باید به اینکه خودنمایی نکند توجه کند اما به این دلیل نباید کاری را ترک کند .
 

در سیره ی رسول گرامی اسلام هم هست که لباسشان را خودشان وصله می‌زدند ، کفششان را همینطور ، از گوسفندان شیر می‌دوشیدند ، با بردگان غذا می‌خوردند ، بر درازگوش سوار می‌شدند . با توانگر و بی‌چیز دست می‌دادند ، وقتی هم که دست می‌دادند ایشان دست نمی‌کشیدند تا آن شخص دست را رها کند . لوازم زندگیشان را خودشان از بازار تهیه می‌کردند . امثال این کارها برای بعضی‌ها خیلی بد می‌نمود . شرم و حیا حضرت را از انجام این کارها باز نمی‌داشت .

دسته ی دوم مواردی است که حیا هست ولی به علت از بین رفتن موضوع مهم‌تر ،حیا سفارش نمی‌شود و اهمیت آن موضوع به قدری بیشتر می‌باشد که دستورات دینی به ما گوشزد می‌کند که به خاطر حیا از آن امر دست بر‌نداریم .

مثلا حضرت موسی (ع) از خداوند سوال نمود که در برخی حالات شرم می‌کنم به خاطر شرایطی که دارم نام شما را ببرم و ذکر شما را انجام دهم . خداوند پاسخ می‌دهد يَا مُوسَی إِنَّ ذِكْرِي حَسَنٌ عَلَی كُلِّ حَالٍ ای موسی یاد کردن من درهر شرایطی خوب است . اینجا جای خجالت حضرت موسی بود ولی بخاطر اهمیت بیشتر دوام ذکر خداوند فرمود آن را ترک نکن ، حتی اگر خوش نداری خدا را در این شرایط یاد کنی .

منافقین بارها قرآن را مورد تمسخر قرار می‌دهند و می‌گویند خداوند در قرآن از چیز‌های کوچک و حقیر و اگر کتاب با ارزشی بود نباید این مثال‌ها را می‌زد . ولی خداوند در قرآن می‌فرماید حیا نمی‌کند مثال‌های حقیر و پست بزند . مانند مثال زدن به پشه ، زیرا گاهی در این مثال‌ها مطالب بسیار شفاف‌تر نشان داده می‌شوند .


امام صادق (ع) می فرمایند کسی که از پیدا کردن روزی حلال خجالت بکشد زندگی‌اش سنگین می‌شود و خوشی از زندگی‌اش می‌رود . نباید از رفتن سراغ روزی حیا کرد . مردی که تامین معاش خانواده را بر دوش دارد هم‌تراز و حتی برتر از مجاهد در راه خداست و در این مسائل جای حیا و خجالت نیست .

لقمان به پسرش گفت از نظرخواهی با بچه‌ی کوچک اگر دیدی چیزی بلد است، حیا نکن . نظر مهم را وقتی آدم حقیری به تو منتقل می‌کند کوچک نشمار .


از موارد دیگری که نباید حیا کرد زمانی است که چیزی را نمی‌دانیم و مورد پرسش قرار می‌گیریم ؛ باید صادقانه و به سادگی بگوییم نمی‌دانم . نباید از اظهار بی‌اطلاعی از موضوع حیا کنیم .

همچنین حیا از سوال کردن هم مذموم است . شرم و حیا نباید مانع یادگرفتن ما باشد . امام صادق (ع) می‌فرمایند خجالت در پرسیدن باعث بهره‌ی کم فرد از یاد گرفتن می‌شود .
اسباب پایداری حیا در جان انسان


امام علی (ع) می‌فرماید عاقل‌ترین انسان‌ها با حیا‌ترین آ‌ن‌هاست . تمام ارزش ها حول محور عقل می‌چرخد .

علم یک سری معلوماتی است که انسان جمع‌آوری می‌کند اما عقل فضای معلومات را روشن می‌کند . هرچه عقل روشن‌تر و بیش‌تر باشد عمق معلومات بیش‌تر می‌شود. عامل اصلی پرورش و رشد حیا عقل است .
پیامبر اکرم (ص) می‌فرمایند اساس عقل بعد از ایمان به خدا حیا و خوش‌خلقی است .

خیلی مواقع ما عاقل را با عالم اشتباه می‌گیریم . عاقل کسی است که بتواند تشخیص دهد برای چه آمده و به کجا می‌خواهد برود ؛ کسی است که بهره‌ی درستی از آموخته‌هایش دارد و بتواند آن را پیاده کند .

همچنین عواملی مثل مواظبت و پیش‌گیری و صیانت از نفس ؛ احساس حضور و نظارت ؛ و تواضع و فروتنی در حفظ حیا موثر است .

تواضع ناشی از نیاز ، ما را به حیا نمی‌رساند و عاقل نمی‌کند و اگر بیاورد تصنعی است . تواضع برای کسی که ارزش تواضع دارد ولو برای رفع نیاز نباشد و بهره ای نبریم ، حیا را به دنبال خواهد داشت .
مثل تواضع برای پدر و مادر نه به خاطر زحمات آن‌ها و بهره‌مندی ما از آن‌ها بلکه به خاطر خود آن‌ها و اینکه ارزش تواضع را دارند .

 

عوامل بازدارنده ی حیا

گاهی اوقات با دست خود انسان عواملی بر سر راه او پیدا می‌شود که نمی‌گذارد ، این صفت نهادی که در وجود انسان است ، خودش را بروز بدهد .

یکی از آن‌ها ضعف شخصیت است .
حضرت علی (ع) می‌فرمایند : کسی که زیاد صحبت می‌کند خطایش زیاد‌تر است . کسی که خطایش زیادتر است حیایش کمتر است . کسی که حیایش کمتر باشد ورع و پرهیزش کمتر می‌شود . یعنی در‌واقع پرگویی انسان یکی از عوامل ورع و کسر حیا می‌شود .

عجول و سبک بودن و هرچیزی که موجب لغزش زیاد انسان می‌شود از عوامل کم شدن حیا است .

حرص و منفعت طلبی هم در کم شدن حیای انسان موثر است . امام علی (ع) می‌فرمایند "لا حیا لحریص" آدم حریص انگار حیا ندارد . یعنی باکی ندارد چه چیز پشت سر او می‌گویند و چه شخصیتی از خود در جامعه بروز می‌دهد .

دروغ گفتن زمینه های بی حیایی را فراهم می‌کند . رسول مکرم اسلام می‌فرماید آدم دروغ نمی‌گوید مگر به خاطر زبونی نفسش .

همچین شیوع پستی ها در سطح جامعه باعث کم شدن حیا می‌شود .

یکی دیگر از عوامل مهم موسیقی است . در روایات مخصوصا روی این موضوع تاکید شده است . منظور از موسیقی اینجا غنا و حالت طرب و از حال خارج شدن انسان است . شراب هم همین کار را می‌کند . یعنی تمام مهارت‌های رفتارهای ضد اجتماعی را کند می‌کند . و باعث می‌شود که انسان در ملاعام دست به رفتار‌هایی بزند که شایسته‌ی او نیست .

سازه‌ی بنیادین حیا
انسان باید شخصیت حقیقی خودش را بشناسد و در رشد و بالندگی آن هم کم نگذارد .

تعریفی که آیات و روایات از ساختار وجودی انسان ارائه می‌دهد، بسیار تحسین برانگیز است . انسان در آیات جانشین و امانت دار خداوند معرفی شده است . آفریده‌ی خداست که خداوند بعد از آفرینشش دست مریزاد هم به خودش گفت .

در غرب اما نگاه متفاوتی نسبت به انسان وجود دارد . هرچه اسلام تلاش می‌کند شخصیت انسان را از درون به صاحب آن بشناساند ، در غرب تلاش می‌شود از بیرون و عکس‌العمل‌های افراد دیگر برای او شخصیت‌سازی بشود .

اگر انسان برای خودش شخصیتی جدای از اینکه مردم از او انتظار دارند بسازد ، آن موقع دیگر این درگیری را بین درون و بیرون نخواهد داشت .

طبق فرمایش حضرت علی(ع) مومن همّش در دلش است و در بیرون خوش است .
مومن "عزیز" یعنی نفوذ ناپذیر است . انسان اگر بخواهد عزیز شود راهی ندارد جز اینکه به عزیز مطلق بپیوندد . مال او باشد . از او باشد .

جهت دانلود پوسترها کلیک فرمایید.